جمعیت روحانیون سنتی ایران معاصر منادی دینداری در پرتو آزادی-جمعیت رسام
Skip Navigation Links
جستجو
آقای خامنه ای مترجم کتابهای چه کسی است؟

تاريخ انتشار : 3/30/2015




مجید خیامی

ویژۀ رسام؛
برخلاف آنچه امروز دستگاه تبلیغاتی رهبر ایران وانمود می کند، آقای خامنه ای هیچ گاه در طول تاریخ خود در میان اهل فضل از اهالی حوزه به داشتن جایگاه فقهی شهره نبوده است. براساس شاخصهای حوزوی، از تدریس گرفته تا آثار گفتاری ونوشتاری، آیت الله خامنه ای نه تنها در حد واندازۀ یک مجتهد متجزی، بلکه حتی در اندازه ومقیاس یک خطیب فاضل هم شناخته شده وشهره نبوده است.
امروز به گواهی وبسایت آقای خامنه ای نه خبری از دروس خارج فقه واصول ایشان در پایگاه نشر آثار ایشان هست ونه تقریر یکی از طلبه های حاضر در درس ایشان از افاضات ایشان در محافل علمی صبگاهی ایشان اثری به چشم می خورد ونه حتی مجموعه تنقیح شدۀ آثار ایشان در زمینه فقه واصول وحتی تفسیر واخلاق در بازار نشر وتألیف قابل دسترس همگانی است.
دراین نوشتار کوتاه البته هدف پرداختن به ابعاد "ابتذال مرجعیت شیعه" در دوران "سلطنت" آقای خامنه ای نیست. آنچنانکه مرجع فقید حضرت آیت الله العظمی منتظری عنوان داشت، آثار این ابتذال وابعاد فاجعه بار ومخرب آن در سطح مرجعیت وحوزه های علمیه دهه ها بعد روشن خواهد شد.
یکی از معدود فعالیتهای فکری شاخص رهبر جمهوری اسلامی به ترجمۀ آثار سید قطب محدود می شود. سید قطب در جهان اسلام به عنوان مهم‌ترین حامی نظری اسلام‌گرایی افراطی در قرن بیستم شناخته می‌شود. این موضوع به خاطر کتاب‌هایی است که در این باره نوشته‌است و نیز به خاطر آن است که در آخرین کتابش ارتباطی قوی میان سیاست و مذهب برقرار کرده‌است. قطب به ویژه، دیدگاه‌های پیچیده و جنجال‌برانگیزی را در مورد چند مقولهٔ اسلام سنیِ سنتی طرح‌ریزی کرد. سید قطب را پدر بنیادگرایی وسلفی گری در قرن بیستم وبیست ویکم می دانند.
ردپای افکار قطب را می توان در شاکلۀ اندیشۀ سیاسی-مذهبی آقای خامنه ای به روشنی یافت، همچنانکه تطبیق عملی نقشۀ راه سید قطب (معالم فی الطریق)، وی را می توان در سیرۀ سیاسی رهبر کنونی جمهوری اسلامی یافت. دیدگاه آقای خامنه ای دربارۀ حکومت اسلامی بشدت متأثر از آثار سید قطب است. سید قطب دربارهٔ حکومت اسلامی با بسیاری از علمای مسلمان که معتقدند چون نهاد قرآنی شورا از انتخابات و دموکراسی حمایت می‌کند، در نتیجه دموکراسی پدیده‌ای اسلامی است، متفاوت است. قطب در عوض از حکومت «مطلقهٔ محض» دفاع می‌کند، او ادعا می‌کند که خطاب قرآن در موضوع شورا تنها به حاکم است تا با برخی از حکومت‌شوندگان مشورت کند و ربطی به انتخابات ندارد. از اینجا می توان سرچشمۀ اختلاف وبرخورد شدید آقای خامنه ای با منتقدان روحانی خود از جمله مراجعی همچون آیت الله العظمی سید محمد شیرازی وتئوری پردازان شورای نظارتی مراجع تقلید دریافت.
در اواخر عمر، قطب تجربیات شخصی و پیشرفت‌های نظری‌اش را در بدنهٔ باورهای مذهبی و سیاسی‌اش ترکیب کرد و در «معالم فی‌الطریق» منتشر کرد. این کتاب خلاصه‌ای از دیدگاه‌های کلی قطب دربارهٔ سیستم اسلامی است. در این کتاب قطب آشکارا حکومت سکولاری مثل رژیم عبدالناصر محکوم کرده‌است. این اثر بیش از دیگر آثارش، شخصیت قطب را به عنوان رهبر اسلام‌ گرایان افراطی در قرن بیستم شکل داد.
در زندگی وسیر تحول فکری سید قطب البته نظریه های متعدد وجود دارد، اما آنچه شاید خوانندۀ این سطور کمتر دربارۀ سید قطب شنیده باشد، این نکته است که هرچند یک رویۀ اندیشۀ سید قطب، نام اسلام را یدک می کشد اما در اعماق خود با ارائۀ قرائتی کاملا زمینی وفاشیستی از دین ومذهب در حقیقت در حد واندازۀ یک متفکر فاشیست به ظاهر مسلمان پای به عرصۀ اندیشه ونظریه پردازی می گذارد. این نظریه هرچند در آغاز تنها به عنوان فرضیه ای دربارۀ چگونگی سیر تحول سید قطب از اندیشه ورزی سکولار به بنیادگرایی سلفی مسلک مطرح بود، اما اظهارات اخیر مفتی سابق مصر این فرضیه را به نظریه ای معتبر دربارۀ ماهیت اندیشه های سید قطب بدل ساخت.
نقطۀ عزیمت سید دکتر علی جمعه، مفتی سابق کشور مصر، در این ارتباط یکی از شاخصه های سلفی گری قطبی است که در آن سید قطب با تقسیم سرزمین های جهان به دو خطۀ کفر واسلام مرزی پررنگ میان خودی وغیرخودی می کشد ودر کتاب در سایه سار قرآن کریم صراحتاً نابودی سرزمین کفر را سرنوشت محتوم جهان می داند. دکتر علی جمعه سلفی گری کنونی را الهام گرفته از اندیشه های سید قطب می داند. این نگرش سید قطب را می توان را با نامه نگاری های آقای خامنه ای به جوانان اروپا ووعده های وی بر فراگرفتن موج اسلام سیاسی مدنظر ایشان در سراسر مقایسه کرد.
در برنامه شاهد علی العصر مفتی سنی مذهب یوسف قرضاوی در تلویزیون الجزیره:می گوید سید قطب به اتحاد همه مسلمانان اعتقاد داشت و عبارت: ""جهان اسلام از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس "" را سید قطب در سخنرانی هایش مطرح میکرداما بعد جمال عبدالناصرآنرا تبدیل به "جهان عرب از اقیانوس هند تا خلیج فارس" کرد تا قومیت عربی را بجای اسلام مطرح کند.
ایدهٔ فراغت کامل حکومت از انسان و راه‌های رسیدن به آن در آخرین کتاب وی «نشانه‌های راه» تبیین شده‌است. قطب خودش را یک مسلمان پیش‌تاز می‌دید که باید با دو روش با جاهلیت مبارزه کند: تبلیغ کردن و براندازی سازمان‌ها و قدرت‌های سیستم‌های جاهلی از طریق «قدرت فیزیکی و جهاد». جنبش پیشرو باید رشد کند تا یک جامعهٔ حقیقتاً اسلامی را تشکیل بدهد و سپس آن را به سراسر سرزمین‌های اسلامی گسترش دهد و در نهایت تمام جهان را دربربگیرد. ردپای این تمامیت خواهی به وضوح در آثار ونوشته های آقای خامنه ای به وضوح مشهود است. قطب تأکید می‌کند که این مبارزه آسان نیست. اسلام حقیقی تمام جنبه‌های زندگی را دگرگون خواهد کرد و هر چیز غیر اسلامی را از میان خواهد برد. مسلمانان غیرواقعی، یهودیان و غربی‌هایی که جاهلی هستند همه مبارزه خواهند کرد و هم‌پیمان می‌شوند تا نگذارند جاهلیت از بین برود. مسلمانان واقعی می‌توانند مشتاقانه به استقبال «فقر، مشقت، ناامیدی، عذاب و فداکاری» بروند. این برگشت به عقب بزرگ دقیقاً همان ایده ای است که آیت الله خامنه ای با دوگانه سازی دوست ودشمن وهیولاسازی از جهان غرب آنرا پی ورزانه از اندیشه های سید قطب وام گرفته است.
اما جالب آنجاست که حتی از نظر سیر تحول اندیشه ها هم می توان شباهتی عجیب میان سید قطب وآقای خامنه ای یافت. دکتر علی جمعه پیدایش افراطی گری در اندیشه های سید قطب را در حقیقت واکنش ناخودآگاه سید قطب وناشی از عذاب وجدان او در نتیجۀ یازده سال تجربۀ الحاد خود می داند. در این یازده سال الحاد سید قطب حتی وجود خدا را هم منکر شده است.
این شباهت عجیب در تجربۀ اندیشه های الحادی وماتریالیستی در سیر تحول فکری آقای خامنه ای هم به روشنی مشهود است. احمد قابل دین پژوه فقید نزدیک به یک دهه قبل به این حلقۀ مفقودۀ دوران الحاد آیت الله خامنه ای اشاره می کند. آقای قابل با انتقاد از سکوت آقای خامنه ای در جریان "محاکمه و اعدام دوست و همراه و همفکر سابق" خود شیخ حبیب‌‌الله آشوری – که پس از انقلاب به اتهام نوشتن کتاب توحيد به ارتداد متهم شد-  اين موضع را به پرسش می گيرد و در شهادتی بی سابقه می گويد:
"وجدان شما بهتر از هرکسی گواهی می‌دهد که در جلسات متعدد و تلاش‌‌های مکرر و ناموفق دوستان مشهدی و خراسانی برای آشتی دادن شما با مرحوم آشوری ( پیش از پیروزی انقلاب )، سخن اصلی شما این بود که « مطالب کتاب توحید از من است که این آقا به نام خودش چاپ کرده است ». شگفت انگیز نیست که از دو نفر با یک دیدگاه، یکی اعدام شود و دیگری تکریم؟ یکی شایسته‌ گور باشد و دیگری شایسته رهبری نظام اسلامی."
بنابراین شهادت تاریخی، نه تنها مطالب الحادی مطرح شده در کتاب توحید آشوری کاملاً با دیدگاه ها وآراء آیت الله خامنه ای مطابق بوده بلکه وی اساساً این اندیشه های الحادی را تراوش ذهن واندیشۀ خود می دانسته است. فارغ از اینکه آیا اساساً آیا می شود یک نفر را تنها به دلیل نوشتن کتاب الحادی اعدام کرد یا خیر، اما آنچه قدر مسلم از این شهادت تاریخی بدست می آید آنستکه آیت الله خامنه ای هم بمانند پیر ومقتدایش سید قطب، دوره ای از الحاد وبیخدایی را تجربه کرده است.
هرچند سید قطب فرصت وعمر آن نیافت که نتایج تطبیق عینی وعملی نظریاتش را بیابد وتا امروز هم حکومت اسلامی مدنظر او در جهان تسنن با تمامی جزئیاتش تشکیل نشده است، اما در جهان تشیع ظاهرا تقدیر آن بود که بسیار زودتر از جهان تسنن، اندیشه های افراطی گرایانه وخانمان سوز او توسط یک طلبۀ شیعه به نام سید علی خامنه ای جامۀ عمل بپوشد.


* مقالات ومصاحبه های مندرج درسایت لزوماً دیدگاه رسام نیستند.
 

برچسبها:



درج نظرات
نام : 
آدرس ایمیل : 
متن پیام : 
 
رسام اخبار
رسام نظر سنجی
رسام مناسبتها
رسام فید RSS
رسام دعوت به همکاری
رسام رسام در شبکه های اجتماعی


راه اندازی سایت: فوریه 2011

کلیه حقوق این سایت متعلق به رسام می باشد.