جمعیت روحانیون سنتی ایران معاصر منادی دینداری در پرتو آزادی-جمعیت رسام
Skip Navigation Links
جستجو
چرا میان خود این گونه ایم ؟!

تاريخ انتشار : 4/8/2011



سجاد نیک آیین

بخش بزرگی از تدوام استبداد در سرزمین ما به پراکندگی نیروهای آزادیخواه وتغییر خواهان وابسته است.  اختلاف وتفاوت در آراء ودیدگاهها نه تنها برای باروری اندیشه ها وتکامل افکار لازم وضروری است بلکه نخستین پیش شرط رسیدن به تمدن پویا وفعال نیز هست. اما این اختلافات وتفاوتها در جوامع در حال توسعه، بویژه در سطح سیاسی شکل دیگری بخود می گیرد ودر حوزۀ عمل به کارشکنی، تبلیغات منفی علیه یکدیگر ودر نهایت حذف رقیب بهر قیمت، تعبیر وتطبیق می شود. این وضعیت بویژه در میان گروههای گوناگون مخالف استبداد در کشور ما، ویا به تعبیر سیاسی اپوزیسیون، بسیار مشهود است. گروههای مختلف به جای نظریه پردازی وارائۀ راه حل در برخورد با دیکتاتوری که روزانه قربانیان زیادی از بهترین جوانان این مرز وبوم را به کام مرگ می فرستند، وبجای ارائۀ آلترناتیوی کارآمد که بتواند در فردای سقوط دیکتاتوری ولایت فقیه، بسرعت به امور کشور سامان بخشیده ومملکت را با کمترین هزینه از دریای پرتلاطم بحران کنونی خارج سازد، وبه جای تکرار چند صدبارۀ "نخواسته ها"، که لازم هم هست، وبیان وشرح خواسته هایشان، مرتباً به تضعیف یکدیگر وحاشیه سازی برای یکدیگر مشغولند. شگفت اینکه ابزارهای مورد استفادۀ گروههای مختلف در تضعیف ونقد مخالفان، شیوۀ برخورد حاکمیت جمهوری اسلامی با مخالفانش را تداعی می کند که در حذف مخالفان آسان ترین راه یعنی تهمت، افترا ووارد نمودن زشت ترین اتهامات وبرچسبها را درپیش می گیرد. توسل به چنین شیوه هایی در حقیقت گرفتار آمدن به رذیلتی است که خود دیگری را از آن برحذر می داریم، حال آنکه بدان گرفتاریم.
اتخاذ این روشهای غیر اخلاقی در تعامل میان گروههای سیاسی گوناگون، تنها به افزایش شکاف میان این گروهها ودوری هر چه بیشتر از یکدیگر ونهادینه شدن روحیه "حذف" در میان مبارزان آزادیخواه امروز خواهد انجامید. یگانه قدرتی که از تدوام چنین بی اخلاقی های سیاسی سود می برد، حاکمیت ولایت مطلقۀ فقیه واستبداد دینی است. ضمن آنکه اینگونه برخوردها وکشمکش های غیر اصولی نوعی سرخوردگی اجتماعی در راستای گام برداشتن برای تغییر را در پی خواهد داشت.
چنانکه در نوشتارهای پیشین نیز اشاره شد، هدف کنار نهادن اختلافات ونا هماهنگی های سیاسی ویا به تعبیری "ایجاد وحدت" سیاسی نیست، که این امر بدلایل مختلف اگر محال نباشد، دست کم آسان هم نیست. باید بر ایجاد نمونۀ کوچک ایران آینده در میان گروهها گوناگون سیاسی وبرقراری جامعه ای که در آن حداقل هایی برای رفتار سیاسی تعریف شده است وگفتمان سیاسی- اجتماعی حاکم برآن "همزیستی" باشد، تمرکز نمود. فضایی که موافق ومخالف یکدیگر را تحمل می کنند، نقد اندیشه روا داشته می شود، وحرمت وآبروی صاحب اندیشه محفوظ ومصون است ودر نقد اندیشه های او دخیل نیست.
هرچند برخی در تبیین رابطه ونسبت میان سیاست واخلاق تا مرز عدم امکان عقلی جمح  این دو مقوله نیز پیش رفته اند،وآنرا از سنخ "جمع نقضین" دانسته اند، اما باید اذعان داشت که بدون رعایت برخی حداقل های اخلاقی در دنیای سیاست ورعایت خطوط قرمزها در حوزۀ، گرفتار آمدن به استبداد ودیکتاتوری وبازتولید وتدوام آن اجتناب ناپذیر خواهد بود.

برچسبها:


برهان 4/13/2011
این فلسفه دان بدون منطق (و یا اینکه منطقش را فراموش کرده) خود را به درو دیوار میزند تا موضوعی را بر خلاف ثابت کند. چه ولایت فقیه باشد و یا انفال که آنرا ملک شخصی مقام رهبری میدانند. ایشان میگوید "چون حکومت اسلامی است" و در این راستا هیچ تاملی از اثبات آن ندارد و یا حد اقل سرش را از پنجره بیرون بیاورد. با این صغری، دنیا برای کبری باز است. چون حکومت اسلامی است پس تمام قوانین وضع شده مجلس (توسط یک مشت دزد بی وجدان ) حکم شرع دارند و سرپیچی از آن عقاب دارد. خداوند، "خوب حالا یکطرفه میری؟ 500 سال جهنم. چراغ قرمز رد میکنی؟ 1000 سال جهنم." احمقانه است، نیست؟ حال با این نوع منطق ایشان، جائی برای یاد آوری درسهای گذشته نیست. خود فروشی فقط مخصوص افراد خاصی نیست.
اشتر 4/9/2011
سوری واقعا تو قساوت قلب ودرندگی حکومت ضد اسلامی ضد انسانی ایران را نمی بینی یا تا خرخرت از حرام پرشده از چشمات زذه بیرون ، مال حرام کورت کرده/نوبت تو هم میرسه که همین گرگها ببرنت کهریزک!!!!!!!!!
ali 4/9/2011
چون اگر داخل ایران بوده و این حرفها رو میزدن امام ۱۳ شما دستور اعدامشان را صادر میکردن!
قربان 4/8/2011
عکسش کو ؟
سوری 4/8/2011
حالا برا چی این آقا زده رفته خارج ایران بلبل زبونی میکنه
حسین 4/8/2011
آقای جوادی آملی خاطرتان هست که بعد از رحلت استادتان علامه طباطبایی در مصاحبه ای با روزنامه جمهوری اسلامی نظر آن بزرگوار را لابد برای حفظ مصلحت نظام!! تحریف کردید و بر آن اسوه علم و تقوا که از سال های بسیار قبل هرگز از کسانی که رسیدن به قدرت و حکومت را اوجب واجبات و بالاتر از حفظ حدود شرعی می دانستند حمایت نکرد و بعد از انقلاب هم بر سیره پاکیزه خود استوار ماند دروغ بستید. آیا گمان می کردید کارتان به جایی برسد که بعد از این همه ظلم و جنایت به نام دین از ظالمان و بدعت گزاران حمایت کنید و به فرموده امیرالمومنین در همه این گناهان کبیره شریک باشید؟

درج نظرات
نام : 
آدرس ایمیل : 
متن پیام : 
 
رسام اخبار
رسام نظر سنجی
رسام مناسبتها
رسام فید RSS
رسام دعوت به همکاری
رسام رسام در شبکه های اجتماعی


راه اندازی سایت: فوریه 2011

کلیه حقوق این سایت متعلق به رسام می باشد.