جمعیت روحانیون سنتی ایران معاصر منادی دینداری در پرتو آزادی-جمعیت رسام
Skip Navigation Links
جستجو
مقدس سازی خامنه ای!!!

تاريخ انتشار : 6/25/2012



اکبر گنجی
خامنه ای قانوناً دارای ولايت مطلقه است. قدرت مطلقه را قانون اساسی جمهوری اسلامی به او بخشيده است. او نيز در استفاده ی از اين حق قانونی کوتاهی نکرده و مهارت از خود نشان داده است. اما اين تمام مسأله نيست.
کسی که به مقام قدرت مطلقه ارتقأ می يابد و خواهان چنان مرتبه ای است، با بقيه ی افراد تفاوت های چشمگير دارد. اين تفاوت ها، تفاوت های وجودی(جسمی و روحی) نيست. او هم انسانی مانند بقيه ی انسان هاست، با تفاوت های طبيعی ای که انسان ها با يکديگر دارند.
"تفاوت چشمگير" مقوله ی ديگری است. منظور "مقدس" بودن خامنه ای است. مقدس بودن بايد ساخته شود. مقدس سازی در درجه ی اول طرحی سياسی است، اما در گام بعد مقدس سازی طرح اجتماعی را تعقيب می کند. شواهد و قرائن مويد اين طرح بسيار است.
در تمام دوران زمامداری او اين پروژه تعقيب شده است. به عنوان نمونه به سه شاهد زير بنگريد:
الف-  حجت الاسلام والمسلمين علی سعيدی- نماينده ی ولی فقيه در سپاه- می گويد:
"رهبری در سه سطح انبياء، معصومين و ولايت‌فقيه بوده که از لحاظ اختيار يکی است...يعنی به همان اندازه که از امامان تبعيت واجب است، تبعيت از رهبری هم واجب است و اين دو با هم فرقی ندارد"[۱].
ب- حجت‌الاسلام عبدالله حاجی‌صادقی- جانشين نماينده ی ولی فقيه در سپاه- نيز گفته است خداوند:
"رهبری را به اين ملت عطا کرده که فرزند خمينی کبير و ادامه‌دهنده ی راه اوست...رهبر معظم انقلاب امروز به بهترين شيوه جهان اسلام و انقلابيون را در سراسر جهان اداره می‌کند تا جايی که دشمنان امروز به صراحت می‌گويند بزرگ‌ترين مشکل در ادامه ی دشمنی‌هايشان عليه ملت‌ها، مردی است که امروز ايران را رهبری می‌کند. ايشان مانند طبيبی دردشناس هستند که آنچه بيان می‌کنند بر اساس اطلاع دقيقی است که بر اساس بصيرت و شناخت به دست آورده است"[۲].
ج- حسن عباسی- رئيس مرکز بررسی های دکترينال- گفته است:
"دوره بيست و خرده ای ساله رهبر از نظر تفکر استراتژيک ظرفيت دارد که رشته فوق ليسانس و دکتری شود. از "ب" بسم الله دوران رهبری ايشان تا به امروز؛ اين که چگونه مديريت استراتژيک در فرهنگ، اقتصاد و امنيت و... را رقم زدند و ثبات کشور حفظ کردند که حرکت رو به جلو وجود داشته است، نياز دارد که در سطح تحصيلات تکميلی تبيين شود...الان ولايت فقيه در نظريه‌های دموکراسی غربی‌ها پذيرفته شده است، از اين حيث که عنصری باثبات در جا به جايی قدرتهاست.در غرب ولايت فقيه با مدل سکولار دارد می‌رود که پياده شود. دير نيست که ببينيم در ايالات متحده اين الگوها مورد استفاده قرار گيرد"[۳].
 
همزمان با اين نوع برساختن، نوع ديگری از مقدس سازی نيز توسط مريدان صورت می گيرد. جسم "آقا" هم مقدس است. يعنی جسم او را هم بايد مقدس کرد. چگونه؟ به موارد زير بنگريد:
 
الف- در اوايل دوران زمامداری برخی مسئولين که به نزد  خامنه ای می رفتند، از او خواسته بودند تا حبه ی قندی را در دهان گذاشته و به آنها بدهد تا بخورند. گويی شفا بخش است.
 
ب- دستمال چفيه ای که خامنه ای دور گردن خود می اندازد، يکی ديگر از امور متبرک است. معمولاً رسانه های رژيم بخشش اين دستمال توسط رهبری به ديگران را به نمايش می گذارند. به عنوان نمونه بنگريد به فيلم اهدای چفيه ی آقا به مسئولان برگزاری انتخابات[۴].

سرلشکر فيروزآبادی درباره ی چفيه ی خامنه ای  گفته است:
"مقام معظم رهبری خورشيدی است که قافله انقلاب از نور ولايت ايشان راه را از بيراهه تشخيص می‌دهد؛ ايشان گاهی از روی محبت دست روی سر فردی می‌کشند؛ گاهی انگشتر خود را می‌بخشند و گاهی چفيه‌ای که بر شانه‌هايشان دارند را به طالب آن چفيه هديه می‌دهند. چفيه‌آقا مثل يک راز جذاب است که شايد هنوز کسی نتوانسته به آن راز دست پيدا کند و هر کسی زرنگ‌تر باشد، می‌تواند در مجلسی که آقا حضور دارند، چفيه ايشان را به عنوان تبرک بگيرد و تا آخر عمر آن را بر گردن خود بيندازد و با افتخار به همه بگويد که اين چفيه از روی شانه‌های آقا برداشته شده و به دست من رسيده است.
 
کسانی که تا به حال به محضر آقا شرفياب شده‌اند، شاهد بوده‌اند که هر بار که کسی چفيه آقا را طلب کرده، ايشان با رضايت کامل به يکی از همراهان ‌‌فرمودند "اين چفيه را از شانه من برداريد و بدهيد به ايشان"[۵].
 
ج- بوسيدن دست  خامنه ای يکی ديگر از مقدس سازی هاست. به ياد داريم که او در سفر به شهر قم ساعت ها در نقطه ای نشسته و مردم در صفی طولانی ايستاده بودند و به نوبت می رفتند و دست او را می بوسيدند. حتی پس از رفتن ولی فقيه، عده ای به صف ايستاده و جای نشستن "آقا" را می بوسيدند. اما فقيهان قبل از عوام به دست بوشی او رفتند.

به حاشيه نگاری سايت "دفتر مقام معظم رهبری" از ديدار علما با وی بنگريد. می نويسد، خامنه ای :
"رفتند سراغ حضرات علما. از همان ورودی با همه سلام و عليک رودررو کردند و کل مسجد بالاسر را چرخيدند. اول کار، حيا مانع بود، ولی کم‌کم که جو صميمی مجلس برای حضرات معلوم شد، جلو رفتند و دست رهبر را بوسيدند، به شانه و عبايش دست کشيدند و آخر کار ازدحام زياد شد. جوری که محافظ‌ها مجبور شدند دور رهبر را بگيرند که در فشار ازدحام علما نرود، وقتی می‌آيند برای دست‌بوسی"[۶].
د-  خامنه ای در سال ۱۳۸۴ سفری به استان کرمان داشت. به هنگام کوهنوردی مدتی در جايی می نشيند. نيروی مقاومت بسيج، محل جلوس حضرت آقا را به يادمان تبديل کرده است[۷].
ه- خامنه ای به روستای دزلی- از توابع شهرستان سروآباد در استان کردستان- نيز سفر کرده است.ابراهيم حسينی- معاون هماهنگ‌کننده ی سپاه بيت المقدس کردستان- گفته است:"قدمگاه رهبر معظم انقلاب در دزلی از جمله نقاطی است که مورد بازديد زائران راهيان نور قرار می‌گيرد؛ که در اين نقطه مجموعه‌يادمانی توسط راهيان نور ايجاد شده است"[۸].
 خامنه ای زمامداری پر سفر است. تقريباً به همه ی استان های کشور سفر کرده و از نقاط مختلف بازديد بعمل آورده است. حال اگر بخواهند در هر نقطه ای که پای نهاده يا نشسته است، بنای يادبوی برپا سازند، از تعد اد امام زاده های کشور پيشی خواهد گرفت.
وقتی خامنه ای دارای چنان قدرت و جايگاهی می شود، مسئول "همه ی مسائل و مشکلات" نيز می گردد. بدين ترتيب فرايند ديگری به طور موازی شکل می گيرد که نوک پيکان انتقادها را معطوف به او می کند. نامه های سرگشاده ای که طی سال های گذشته خطاب به او نوشته شده(احمد قابل، احمد زيدآبادی، قاسم شعله سعدی، محمد نوری زاد،عيسی سحرخيز و...)، تجلی اين فرايند است. در تظاهرات اعتراضی پس از انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸- جنبش سبز- نيز شعارها عليه او بود.
در اين ميان نامه های سرگشاده ی زندانيان سياسی خطاب به او- که در کل منطقه بی نظير است و نمونه ی مشابه ای برای آن نمی توان يافت- در خور اهميت فراوان است. نامه های عبدالله مومنی (مرداد ۱۳۸۹) [۹] ، مهدی محموديان(شهريور ۱۳۸۹)[۱۰]، ابوالفضل قديانی(دی ماه ۱۳۹۰)[۱۱]،مصطفی تاج زاده(مهر ماه ۱۳۹۰[۱۲] و ۲۱ خرداد  ۱۳۹۱)[۱۳]، سيد حسن رونقی ملکی(۶ خرداد ۱۳۹۱)[۱۴]، برخی از اين موارد است.
 
اين نامه های سرگشاده بهترين ابزاری است که "آقا" را از عرش به فرش پائين می کشند. منظور اين نيست که خامنه ای واقعاً در عرش قرار دارد، مراد اين است که می خواهند او را تا عرش بالا ببرند.
اما بيان حقايق توسط زندانيان سياسی، جای طبيعی او را در روی فرش(زمين) به خوبی نشان می دهند. نحوه ی بازجويی ها، استفاده ی از دشنام های چاله ميدانی و مهمتر از همه، شکنجه های دهشتناک، حقيقت ولی فقيه را به تصوير می کشند.
حقيقت نظام ولايت فقيه در اين جملات مهدی محموديان نمايان می شود که می نويسد:
"در بندهای مختلف زندان رجايی شهر عمل لواط بصورت  امری معمولی و قابل پذيرش در آمده است که ظاهرا مسئولين زندان برای کمتر شدن آلودگيهای آن وسائل بهداشتی مورد لزوم افراد را آزادانه در اختيار زندانيان قرار می دهند ، من از صد ها مورد از اين روابط که با رضايت طرفين و بصورت آزادانه و شايد صرفا بخاطر چند نخ سيگار و يا يکبار مصرف مواد صورت می گيرد می گذرم، من از وضعيتی می گويم که در اين زندان هر کسی که کمی زيبايی در چهره داشته باشد و احيانا زوری در بازو نداشته باشد و يا پول خوبی در حسابش نداشته باشد که باج بدهد به ديگران ، به زور در سالنهای مختلف و هر شب در يک اتاق گردانده می شود و هر مفعولی صاحبی دارد و از اين بابت پولی بدست می آورد و بعد از چند وقت هم او را به ديگری می فروشد، طبق مشاهده يک زندانی سياسی به يک جوان در طول يک شب ۷ مرتبه تجاوز شده است و وقتی صبح به زندانبان شکايت می کند به انفرادی ( يا به گفته مسئولين زندان سوئيت) منتقل می شود بدون اين که هيچ کدام از متجاوزين حتی مورد سوال واقع شوند. ولی امر مسلمين ...اينجا در زندان رجايی شهر تحت امر شما فرزندان و شهروندان کشور تحت امرتان با قيمت دويست و پنجاه هزار تومان اجاره داده می شوند ودر اين سيستمی که شما مسئوليت آن را داريد هيچ دادرسی نمی يابند".
بدين ترتيب عرش، فرش می شود. صورت و سيرت حقيقی خامنه ای را در اين جملات عبدالله مومنی به خوبی می توان مشاهده کرد:
"ﺑﺎزﺟﻮﻳﺎن در ﺗﻤﺎم ﻃﻮل ﺑﺎزﺟﻮﻳﯽ ﺑﺎرها ﺑﻪ ﻣﺎدر ﻣﺮﺣﻮﻣﻪ ام ﮐﻪ زﻧﯽ ﻣﻮﻣﻨﻪ و ﻣﺎدر ﺷﻬﻴﺪ اﺳﺖ، ﺑﺎ ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ وﺟﻪ ﻣﻤﮑﻨﻪ، ﻣﻮرد ﻓﺤﺶ و ﻧﺎﺳﺰا و اﻟﻔﺎظ رﮐﻴﮏ ﻗﺮار ﻣﯽ دادﻧﺪ، همسر ﻓﺪاﮐﺎرم، ﺑﺎرها ﺑﺮﻏﻢ ﺁن که زﻧﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎن و ﻣﻮﻣﻨﻪ و همسر ﺷﻬﻴﺪ اﺳﺖ (و ﺑﺎ ﺁن که ﻣﯽ داﻧﺴﺘﻨﺪ ﻣﻦ ﺑﺎ همسر ﺑﺮادر ﺷﻬﻴﺪم ازدواج ﻧﻤﻮدﻩ ام) ﺑﻪ ﻋﻨﻮان...ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺪ و ﺧﻮاهران و ﻧﻮاﻣﻴﺲ ﻣﺮا ﺑﻪ ﻓﺠﻴﻊ ﺗﺮﻳﻦ وﺟﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﺎ ﻟﻘﺐ...ﻣﻮرد دﺷﻨﺎم و توهين ﻗﺮار ﻣﯽ دادﻧﺪ. اﻳﻦ اﺑﺮاز ﻣﮑﺮر اﻟﻔﺎظ ﻧﺎﺷﺎﻳﺴﺖ از ﻣﺪاﻓﻌﻴﻦ ﻧﻈﺎم اﺳﻼﻣﯽ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺎل ﺑﺮادر ﺷﻬﻴﺪم ﻧﻴﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ و هديه ی ﺧﺎﻧﻮادﻩ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﻴﻬﻦ را ﻣﻨﺎﻓﻖ ﻣﯽ ﺧﻮاﻧﺪﻧﺪ".  
 
بازجويان "حضرت آقا" از عبدالله مومنی می خواهند که عليه خود اتهام های اخلاقی وارد سازد. او نمی پذيرد. می گويد پس از آن:
"ﺑﻪ ﻣﻦ هجوم ﺁوردﻩ و ﺑﺎ ﻣﺸﺖ و ﻟﮕﺪ و ﺳﻴﻠﯽ ﺑﻪ ﺟﺎن ﻣﻦ اﻓﺘﺎدﻧﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮد و ﺧﺎﻧﻮادﻩ ام ﺗﺎ ﺟﺎﯼ ﻣﻤﮑﻦ ﻓﺤﺎﺷﯽ ﮐﺮدﻧﺪ و ﭘﺲ از ﮐﺘﮏ ﮐﺎرﯼ ﻣﻔﺼﻞ و ﺗﺤﻘﻴﺮ و توهين ﮔﻔﺘﻨﺪ "ﺑﻪ ﺗﻮ اﺛﺒﺎت ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﺣﺮاﻣﺰادﻩ و وﻟﺪزﻧﺎ هستی". اﻳﻦ ﺳﺨﻨﺎن ﻋﺼﺒﺎﻧﻴﺖ ﻣﺮا ﻧﻴﺰ ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺖ و ﺑﻪ درﮔﻴﺮ ﺷﺪن ﻣﻦ ﺑﺎ ﺁﻧﺎن ﻧﻴﺰ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﺪ ﮐﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ی ﺁن ﻓﺮو ﮐﺮدن ﺳﺮ ﻣﻦ در ﭼﺎﻩ ﺗﻮاﻟﺖ ﺑﻮد، ﺁن ﭼﻨﺎن ﮐﻪ ﮐﺜﺎﻓﺖ هاﯼ درون ﺗﻮاﻟﺖ ﺑﻪ دهان و ﺣﻠﻖ ﻣﻦ وارد و ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺧﻔﮕﯽ رﺳﻴﺪم".
گفتيم که دو جريان موازی در حال فعاليت هستند. يکی  خامنه ای را به عرش می برد، ديگری او را به زير فرش می راند. اين مبارزه ی نابرابر ادامه دارد. يکی از همه ی امکانات قدرت سياسی و هفتصد- هشتصد ميليارد دلار درآمدهای نفتی بهره می برد، اما ديگری فقط و فقط از جان خود مايه می گذارد. اگرچه  خامنه ای انحصار قدرت سياسی را در چنگ دارد، اما قداست و مشروعيتی در کار نيست. اين که آدمی قدرت سياسی و منابع عظيم مالی کشور را صرف سرکوب مخالفان و نقض سيستماتيک حقوق بشر سازد، فرزانه و حکيم ساز نيست.
جنبه ی ديگری از اين جريان موازی صعود و سقوط نيز قابل تأمل است. اين نزاع، به نوعی جنگ "مذهب عليه مذهب" است. آنان که خامنه ای را تا عرش بالا می برند می کوشند تا با استفاده ی از اسلام چنين کنند. اينها هم که او را پائين می کشند،همگی افرادی به شدت مذهبی هستند که با استناد به قرآن و سنت معتبر عملکرد او را به نقد می کشند. "اسلام عليه اسلام" شده است. آن که سرکوب می کند مسلمان است. آن که شجاعانه در درون زندان شکنجه می شود و عليه خامنه ای می نويسد نيز مسلمان است."اسلام بنيادگرايانه" و "اسلام نوگرايانه" در حال نزاع اند. نديدن اين واقعيت از سوی کسانی که هيچ هزينه ای نداده اند، شگفتی آور است.

پاورقی ها:
۱- رجوع شود به لينک:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۱۰۳۱۹۰۰۰۳۷۲
۲- رجوع شود به لينک:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۱۰۳۱۴۰۰۰۲۶۶
۳- رجوع شود به لينک:http://snn.ir/news-۱۳۹۱۰۳۰۶۰۰۶.aspx
۴- رجوع شود به لينک: http://www.aparat.com/v/fd۶ecd۹fc۰cd۶c۹۱c۶b۳۷۶۶۳f۶۲۴۶۸۶a۱۹۱۲۶۴
۵- رجوع شود به لينک:
http://shahed-alamshir.ir/index.php/۱۳۹۰-۰۳-۱۲-۲۰-۲۶-۱۵/۴۵-۱۳۹۰-۰۳-۱۲-۱۹-۵۲-۵۶/۲۹۱-۱۳۹۰-۱۰-۰۵-۰۸-۲۱-۵۵
۶- رجوع شود به لينک:http://www.aftabnews.ir/vdcgwq۹qyak۹qt۴.rpra.html
۷- رجوع شود به لينک:http://www.digarban.com/node/۶۴۲۰
۸- رجوع شود به لينک:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۱۰۳۲۹۰۰۰۳۹۵
۹- رجوع شود به لينک:
http://www.rawij.com/farsi/pdf/gozarsh/abdola-momeni-shkenje.pdf
۱۰- رجوع شود به لينک:http://www.rahsanews.com/archives/۱۳۱۴۹
۱۱- رجوع شود به لينک:
http://lettertoleaderofiran.blogspot.com/۲۰۱۱/۱۲/blog-post_۵۵۹۶.html
۱۲- رجوع شود به لينک: http://sahamnews.net/۱۳۹۰/۰۷/۱۰۶۱۴۲/
۱۳- رجوع شود به لينک: http://www.kaleme.com/۱۳۹۱/۰۳/۲۲/klm-۱۰۳۲۹۸/
۱۴- رجوع شود به لينک: http://hra-news.org/۶۸۵/۱۳۸۹-۰۱-۲۷-۰۵-۲۷-۲۱/۱۲۴۰۶-۱.htm


* مقالات ومصاحبه های مندرج درسایت لزوماً دیدگاه رسام نیستند.

برچسبها:


ali 6/27/2012
عمر الخامنه ای دیگه نفسهای اخرشو میکشه =)
فاروق 6/26/2012
به نظر من در هیچ شرایطی نباید به امثال اکبر پونزی اطمینان داشت به قئل معروف سگ زرد برادر شغال است.

درج نظرات
نام : 
آدرس ایمیل : 
متن پیام : 
 
رسام اخبار
رسام نظر سنجی
رسام مناسبتها
رسام فید RSS
رسام دعوت به همکاری
رسام رسام در شبکه های اجتماعی


راه اندازی سایت: فوریه 2011

کلیه حقوق این سایت متعلق به رسام می باشد.